KIM V

part twelve

کیم‌وی


یونگی هم از دختری که خوشش اومده بود گفت

و بعد از کلی فکر تصمیم گرفتیم که اون دو نفر به یه علتی به خودمون نزدیک تر کنیم

تا بیشتر علاقه های اون دوتا رو بشناسیم.

به همین علت برای 3 نفر از اعضای پک لباس تهیه کردیم و گفتیم بین دانش آموزا باشن

تا طبیعی جلوه کنه و بعد اون دو نفر همراه با این افراد صدا کنیم تا تو طبقه خودمون باشند.

من تو طبقه خودم داشتم تمام مدت توسط دوربین ها بچه ها رو میدیدم تنها هدفم هم دیدن اون خرگوشک و ریکشن هاش بود.

اون چشمای درشت عسلیش با لذت همه جارو میدید انگار علاقه زیادی به اینجا داشت.

وقتی جکسون داشت اسم بچه ها رو میخوند، به طور واضح غرغر کردنش رو دیدم

انگار زیادی خرگوش کوچولوم رو سرپا نگه داشتم.

چند ساعت بعد

اه الهه ماه بلاخره که باید از نزدیک ببینمش

دلم میخواد تو بغلم لهش کنم خیلی کیوت و خوشگلهه.

من میدونم این همون دختری که تو خواب میدیدم اما صورتش معلوم نبود.

وقتی داشت با جین هیونگ صحبت میکرد صدای نازش دقیقا همون دختره ی تو خوابم بود.

تهیونگ تو از کی اینقدر بی جنبه شدی؟!!

باسنش خیلی خوش فرم و گرد

کمرش هم باید در اولین فرصت برانداز کنم

دقیقا عین آدم های پد*وفیلی شدم.

یک ساعت تا پایان تایم استراحت مونده بود

یه دوش گرفتم

بعد لباس پوشیدم برم پرونده ها رو بررسی کنم

دکمه طبقه 5 زدم و منتظر وایستادم برسه هنوز یک طبقه نرفته بود که در آسانسور باز شد

اصلا فکر نمیکردم تو این وضعیت ببینمش

مثلا کلی برنامه ریخته بودیم اما حالا که شده چه بهتر...

با چشم های درشت خوشگلش داشت سر تا پای منو دید میزد..

نمیدونم از کجا نیمه شیطون وجودم بیدار شد

گفتم: اگر پسندیدی سوار شو خرگوش کوچولو
دیدگاه ها (۱۳)

KIM V

KIM V

KIM V

KIM V

بعضی وقت‌ها زندگی با یک غافلگیریِ غیرمنتظره، طوری غافلگیرت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط